سخن بزرگان

استیو جابز می گوید؛‌

 

نحوه ارائه هرچیز، اهمیت آن را مشخص می‌کند.

سخنان پند آموز

بیشترین تأثیر افراد خوب زمانى احساس مى شود كه از میان ما رفته باشند.

مثبت اندیشی با طعم وین دایر

زندگی از دید وین دایر:

زندگی فقط در زمان حال جریان دارد.

 

چند نکته زیبا:

اگر اجازه می دهید هر کس برحسب میل و اراده اش رفتار شما را تعیین کند،تردید نکنید که یک قربانی تمام عیارید...

قربانی شدن به معنای از دست دادن امور زندگی است.

آزادی به کسی هدیه نمی شود، شما خودتان باید آزادی را به دست آورید.

کسی که فرمانروای خود نباشد،آزاد نیست.

اگر حرفه شما انتظاراتتان را برآورده نمی کند،از خود بپرسید:

"چرا سرگرم کاری هستم که با اهداف و امیال من مغایر است."

ترس، تنها اندیشه هراس آلود و رفتار ناشی از آن اندیشه است.

اقدام از موضع قدرت،اولین برای پرهیز از الت دست شدن است.

اقدام از موضع ضعف،اغلب ناشی از نوعی ترس واهی و بی اساس است.

اقدام از موضع ضعف، شما را حتی نزد خودتان خوار می کند

قدرت و توانایی تنها به کمک آزمون و خطا دست یافتنی است.

برای رهایی از ترسو تهدید،راهی جز اقدام و تصحیح مسیر نداریم.

چیزهای غیر ممکن را شناسایی کنید.

(یک اصل خیلی مهم...بر مبنای توانایی ها عمل کردن راز موفقیته)

ساعتی را به خود اختصاص دهید و آنرا آنطور که دوست دارید،بگذرانید.

http://www.shimanaa.com

ادامه نوشته

داستان كوتاه

مردی همسر و سه فرزندش را ترک کرد و در پی روزی خود و خانواده اش راهی سرزمینی دور شد... فرزندانش او را از صمیم قلب دوست داشتند و به او احترام می گذاشتند.

 

مدتی بعد ، پدر نامه ی اولش را به آن ها فرستاد. بچه ها آن را باز نکردند تا آنچه در آن بود بخوانند ، بلکه یکی یکی آن را در دست گرفته و بوسیدند و گفتند : این نامه از طرف عزیزترین کس ماست.

 

سپس بدون این که پاکت را باز کنند ، آن را در کیسه‌ی مخملی قرار دادند ... هر چند وقت یکبار نامه را از کیسه درآورده و غبار رویش را پاک کرده و دوباره در کیسه می‌گذاشتند... و با هر نامه ای که پدرشان می فرستاد همین کار را می کردند.

 

سال ها گذشت. پدر بازگشت، ولی به جز یکی از پسرانش کسی باقی نمانده بود، از او پرسید : مادرت کجاست ؟ پسر گفت : سخت بیمار شد و چون پولی برای درمانش نداشتیم، حالش وخیم تر شد و مرد.

 

پدر گفت : چرا ؟ مگر نامه ی اولم را باز نکردید ؟ برایتان در پاکت نامه پول زیادی فرستاده بودم! پسر گفت : نه . پدر پرسید : برادرت کجاست ؟ پسر گفت : بعد از فوت مادر کسی نبود که او را نصیحت کند ، او هم با دوستان ناباب آشنا شد و با آنان رفت .

پدر تعجب کرد و گفت : چرا؟ مگر نامه ای را که در آن از او خواستم از دوستان ناباب دوری گزیند ، نخواندید؟ پسر گفت :نه ... مرد گفت : خواهرت کجاست ؟ پسر گفت : با همان پسری که مدت ها خواستگارش بود ازدواج کرد الآن هم در زندگی با او بدبخت است. پدر با تأثر گفت : او هم نامه‌ی من را نخواند که در آن نوشته بودم این پسر آبرودار و خوش نامی نیست و من با این ازدواج مخالفم ؟ پسر گفت : نه ...

به حال آن خانواده فکر کردم و این که چگونه از هم پاشید ، سپس چشمم به قرآن روی طاقچه افتاد که در قوطی مخملی زیبایی قرار داشت. وای بر ما ...! رفتار ما با كلام الله مثل رفتار آن بچه ها با نامه های پدرشان است! ما هم قرآن را می‌بنديم و در کتابخانه اي می گذاريم و آن را نمی خوانيم و از آنچه در اوست ، سودی نمی بريم، در حالی که تمام آن روش زندگی من است
.
.
.
ای کاش فکر می کردیم
.
.
قرآن کتابی است که نام بیش از 70 سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است و بیش از 30 سوره اش از پدیده های مادی و تنها 2 سوره اش از عبادات! آن هم حج و نماز!

کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست...

این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش را بستند، لایه اش مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد، جلدش رواج یافت و از آن هنگام که این کتاب را ــ که خواندنی نام دارد ــ دیگر نخواندند و برای تقدیس و تبرک و اسباب کشی بکار رفت، از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و اجتماعی را از او نخواستند، وسیله شفای امراض جسمی چون درد کمر و باد شانه و ... شد و چون در بیداری رهایش کردند، بالای سر در خواب گذاشتند.

و بالاخره، اینکه می بینی؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و نثار روح ارواح گذشتگانش و ندایش از قبرستان های ما به گوش می رسد

دکتر شریعتی

سخن بزرگان

دنیا آنقدر وسیع است که برای همه مخلوقات جا هست. به جای آن که جای کسی را بگیرید، تلاش کنید جای واقعی خودتان را بیابید.

 

بهترین مترجم کسی است که:
سکوت دیگران را ترجمه کند!
شاید سکوتی تلخ گویای دوست داشتنی شیرین باشد…

 

لحظه لحظه زندگی را سپری میکنیم تا به خوشبختی برسیم ٬

غافل ازاینکه خوشبختی در همون لحظه ای بود که سپری شد

 

رنج جان کاهی است

گنج بودن و مجهول ماندن !

گنج بودن و در ویرانه ها فراموش ماندن!

رنج بزرگی است علم بودن و عالم نداشتن!

علم بودن عالم نیافتن!

زیبا بودن و نادیده ماندن!

فریاد بودن و نا شنیده ماندن!

نور بودن و روشن نکردن!

آتتش بودن و گرم نساختن!

عشق بودن و دلی نیافتن !

روح بودن و کالبدی نبودن!

چشمه بودن و تشنه ای نیافتن!

پیام بودن و پیامبر بودن و کسی نداشتن!

مثنوی بودن و خواننده ای ندیدن!

چنگ بودن و پنجه ی نوازنده ای نبودن....

چه بگویم ؟ خدا بودن و انسان نداشتن!

 منبع: http://jomleha.zananblog.com