تبریک هفته وحدت
آغاز هفته وحدت بر شما عزیزان مبارک باد
آغاز هفته وحدت بر شما عزیزان مبارک باد
غلبه بر ترس و خجالت ناشي از سخنراني
سخنراني مهارتي است كه همه ميتوانند با تمرين، آن را بياموزند. با استفاده از ابزار ارتباطي زير، ياد بگيريد كه چطور با اعتماد به نفس صحبت كنيد و اجرايي جالب توجه داشته باشيد.
1) ارتباط چشمي
· يك ارتباط چشمي خوب كمك ميكند تا مخاطب احساس آرامش بيشتري نمايد و در تواناييهايي كلامي شما نيز اعتماد به وجود ميآورد. ارتباط چشمي خود را (پيوسته) حفظ كنيد؛ براي اينكار بايد آنقدر بر متن سخنراني خود تسلط داشته باشيد كه فقط هرازگاهي نياز به نگاه كردن به متن خود پيدا کنيد.
· چند چهره صميمي را ـ كه به مضمون سخنان شما واكنش نشان ميدهند ـ در بين حضار پيدا كنيد و سخنراني خود را با تمركز بر روي آنان انجام دهيد. در هر نوبت، ارتباط چشمي خود را چهار تا پنج ثانيه حفظ كنيد و سپس به سراغ نفر بعدي برويد.
2) طرز ايستادن و حركات بدن
· صحيح ايستادن نشان دهنده اعتماد به نفس است. محكم بايستيد. حركات بيش از حد ممكن است حواس شنوندگان را پرت كند.
· طبيعتا در هنگام ايستادن دستان خود را در كنار بدن قرار ميدهيد. براي تاكيد بر روي نكات مهم، از حركاتي استفاده كنيد كه آهسته و دقيق و در عين حال طبيعي باشند.
· به عاداتي كه ممكن است داشته باشيد، توجه كنيد؛ عاداتي مثل دست روي دست انداختن، تكيه دادن به ديوار يا با خودكار به جايي زدن. اين كارها نيز ميتواند حواس مخاطبان شما را پرت كند يا به آنها بگويد كه شما (نسبت به موضوع) بيعلاقه و يا اينكه دستپاچهايد.
· سخنراني خود را در مقابل آينه تمرين كنيد تا نحوه اجرا و حركات بدن خود را بررسي كرده و در صورت لزوم آنها را تغيير دهيد. شيوههاي متفاوتي را مورد آزمايش قرار دهيد تا در مجموعه حركات و ژستهاي خود به آن هماهنگي كه با آن احساس راحتي ميكنيد، برسيد و همان را در برابر حضار به كار ببريد.
3) حالت چهره
· وجود صميميت در حالت و حركات چهره كمك ميكند تا رابطهاي گرم و مثبت با مخاطبان خود بوجود آوريد. خندهاي كه شما به چهره داريد به مخاطب ميفهماند كه شما هم يك انسان و (در نتيجه) قابل اعتماديد، و بدين ترتيب به آنان اين فرصت را ميدهد كه نظرات شما را بپذيرند.
· حالت چهره شما (در حقيقت) بيانگر حال و هواي سخنان شماست و مخاطبتان را (در سخنراني) درگير ميكند.
4) لباس مناسب
· انتخاب خوب لباس كمك ميكند تا براي مخاطب خود احترام قايل شويد. قبل از حضور در محل سخنراني، نظر ديگران را در رابطه با نحوه انتخاب لباس و نيز تناسب آن با مناسبت مربوطه جويا شويد.
5) رسا بودن صدا
گاهي آهنگ و لحن كلام اثري به مراتب قويتر از محتواي آن دارد. با تمرين كردن، احساس و انرژي را به صداي خود بيفزاييد. شما ميتوانيد با رعايت موارد زير، گفتار خود را تنوع ببخشيد:
· بالا بردن و پايين آوردن صدا
· تغيير دادن سرعت كلام به منظور تهييج مخاطب
· استفاده از مكث و سكوت بجاي گفتن «آه»، «اووم»، «راستش»
· كم و زياد كردن دانگ صدا براي تاكيد بر روي نكات مهم و درگير نمودن مخاطب
· انرژي بخشيدن به صدا به اين منظور كه صدا خستهكننده و بيروح نباشد، و
· تمرين روزانه و ضبط صدا براي پي بردن به نكات نيازمند تغيير
6) درگير كردن مخاطب
· با پرسيدن سوال، صحبت مستقيم و علاقهمند كردن مخاطبان، آنان را در سخنراني خود درگير كنيد. اين كار باعث ميشود با مخاطب خود يك ارتباط راحت برقرار كنيد.
· با استفاده از جملاتي جذاب در ابتداي كار، عكس، نقشه يا بخشهايي از يك فيلم، و يا درخواست كمك از خود حضار، آنها را در بحث خود درگير كنيد .
7) شوخ طبعي
· غرض از شوخي اين نيست كه نقش يك كمدين را بازي كنيد بلكه به اين وسيله بايد فضايي آرام را بوجود بياوريد و با مخاطب خود مزاح كنيد. شوخي ميتواند وجه تمايز يك سخنراني معمولي و يك سخنراني عالي به حساب آيد.
· اگر در گفتار خود كمي شوخي به خرج دهيد، مخاطب پي ميبرد كه شما نيز انسانيد و در عمل نيز يادگيري انسان هنگام انبساط خاطر بيشتر است. سعي كنيد در سخنان خود داستانهاي شخصي و وقايع جاري را بگنجانيد تا سخنرانيتان خشك نباشد.
8) كنترل اضطراب
اكثر افراد از سخنراني در جمع هراس دارند، حتي بيشتر از مرگ. همه هنگام صحبت در برابر جمع به ميزان معيني اضطراب دچار ميشوند، اما نكته اينجاست كه نبايد به اين اضطراب پايان داد بلكه بايد آن را كنترل كرد.
· درست قبل از ايراد سخنراني چند نرمش تنفسي عمقي انجام بدهيد تا كمي آرامش پيدا كنيد.
· از اضطراب خود براي هيجان بخشيدن به سخنراني خود استفاده نماييد.
· به خاطر داشته باشيد كه از شما براي ايراد سخنراني دعوت شده است چرا كه شما حرف مهمي براي زدن داشتهايد.
· همه خواستار موفقيت شما هستند.
*۱- تمرین تمرکز حواس:
ذهن افسرده تمایل دارد تا همه چیز را اشتباه ببیند و نگرانی های بی فایده ای در مورد تمامی احتمالات منفی که ممکن است در آینده اتفاق بیافتد داشته باشد. این چرخه تفکر منفی بدبختی فرد را تقویت می کند و در مدیریت غلبه بر افسردگی اصلا مفید نیست. تمرکز حواس شامل تمرکز بر زمان حال است و یک مهارت است که نیاز به تمرین دارد. اکثر مواقع, ذهن ما مملوء از افکار متفاوت است و تمرکز کردن بر زمان حال برای ذهن ما غیر طبیعی به نظر می رسد. تمرین تعامل بر حواس تان بصورت لحظه ای. تمرکز بر حس لامسه، چشایی، بینایی، شنوایی و بویایی می تواند کمک کننده باشد. درگیر شدن بروی حواس تان زمان کمتری را برای نگرانی باقی می گذارد.
*۲- گوش دادن به موسیقی ملایم:
من همیشه از موسیقی به عنوان غذایی برای روح یاد کرده ام. موسیقی ملایم می تواند فضا را فورا تغییر بدهد و جو مثبتی ایجاد کند. گوش دادن به موسیقی شاد تغییرات شیمیایی در مغز ایجاد می کند و می تواند خلق و خوی تان را بهبود بخشد.
*۳- درمان های لمسی:
مطالعات علمی نشان می دهد که درمان های لمسی می تواند به برخی از افراد کمک کند تا بر افسردگی غلبه کنند, باعث می شود هورمون استرس، کورتیزول کاهش یابد و هورمون اکسی توسین احساس خوب افزایش پیدا کند. درمان هایی مانند طب سوزنی، طب فشاری، ماساژ، ریکی می توانند بسیار موثر باشند.
*۴- اسیدهای چرب امگا ۳ را به رژیم غذایی تان اضافه کنید:
تحقیقات نشان داده است که افراد افسرده اغلب فاقد اسید چرب شناخته شده به عنوان EPA هستند. شرکت کنندگان در مطالعه سال ۲۰۰۲ که نتایجش در آرشیو عمومی روانپزشکی قرار دارد هر روز فقط یک گرم از روغن ماهی مصرف می کردند و این باعث کاهش ۵۰ درصدی در علائمی مانند اضطراب، اختلالات خواب، احساسات غیر قابل توضیح غم و اندوه، افکار خودکشی، کاهش تمایل جنسی شد. اسیدهای چرب امگا ۳ می تواند سطح کلسترول را پایین تر بیاورد و باعث بهبود سلامت قلب و عروق شود. امگا ۳ مورد نیاز بدنتان را از طریق گردو، دانه کتان و ماهی چرب مانند ماهی آزاد و ماهی تن بدست بیاورید.
*۵- زمزمه های منفی را متوقف کنید:
افراد افسرده تمایل دارند که دنیا را به دید منفی ببینند. وقتی کارها اشتباه پیش می رود خودشان را سرزنش می کنند و وقتی که کارها طبق میلشان بود آنرا به پای بخت و اقبالشان می نویسند. افسردگی به شک دامن می زند و احساس بی ارزشی را تقویت می کند. گفته های منفی درونیتان را مدام پیگیری کنید و به خودتان یادآوری کنید که این طرز فکر یک فرد افسرده است, نه فردی با عملکرد سالم. وقتی که احساس خوبی ندارید افکارتان را جدی نگیرید. این افکار را بشناسید و درک کنید اما آنها را باور نکنید.
*۶- و این نیز بگذرد:
قبول کنید که حالت ذهنی تان بطور کامل متعادل نیست. در حین افسردگی, منفی نگری ما نسبت به همه چیز افزایش می یابد و یافتن تعادل در مورد چیزی که در جریان است سخت تر می شود. به خودتان یادآوری کنید که بروی کانال منفی تنظیم شده اید و به افکارتان گوش ندهید. وقتی افسرده هستید همه چیز را تحریف می کنید. زمانی که جهان تاریک و دلگیر به نظر می رسد این ایده به تنهایی می تواند کمی آسایش فراهم کند. این ایده که اینها برای ابد باقی نمی ماند. به خودتان یادآوری کنید که تغییر بوجود می آید و همیشه اینگونه احساس تان باقی نخواهد ماند. خوب غذا بخورید و باندازه کافی استراحت بکنید. و به خودتان بگویید “و این نیز می گذرد”.
*۷- ذهنتان را منحرف کنید:
اگر امکان دارد, کاری بکنید تا ذهنتان را از تفکر بیش از اندازه منحرف کنید. وقتی در حالت افسردگی هستید افکارتان دشمن تان هستند. با حیوان خانگی تان بازی کنید و یا به پیاده روی بروید. کتاب بخوانید و یا اگر می توانید تمرکز کنید یک پازل حل کنید. هر کاری را که می توانید انجام بدهید تا ذهنتان از ترس ها و نگرانی هایش دور شود. مشغول نگه داشتن خودتان یک روش موثر برای غلبه بر افسردگی است.
*۸- نور خورشید بیشتری دریافت کنیدک:
اختلالات عاطفی فصلی (SAD) باعث کاهش سطح خلق و خویتان به دلیل کاهش نور آفتاب می شود. گرفتن حمام آفتاب کوتاه و ملایم ۳ مرتبه در روز می تواند بسیار به شما کمک کند. علائم SAD می تواند شامل مشکلات خواب، اضطراب، افسردگی، تحریک پذیری، خستگی، بی تفاوتی و از دست دادن میل جنسی باشد و استفاده از نور به غلبه بر افسردگی کمک می کند و این علائم را کاهش می دهد.
*۹- شناخت درمانی را امتحان کنید:
شناخت درمانی می تواند در مقابله با افسردگی بسیار مفید باشد و بر طبق این اصل است که شیوه متفاوت اندیشیدن می تواند بر مشکلات سلامتی خاصی غلبه کند, مشکلاتی مثل افسردگی. مشاوره کمک می کند تا الگوهای فکری تان را بشناسید و درک کنید و ایده های غلط و یا مضر و افکاری که می تواند افسردگی را برانگیزد و یا آنرا بدتر کند شناسایی کنید. هدف از اینکار تغییر شیوه تفکرتان برای پرهیز از این ایده های مخرب و همچنین کمک به تغییر واقعی تر و مفید تر الگوهای فکریتان است.
*۱۰- نشریه روزانه بنویسید:
نشریه روزانه می تواند به دو روش عمل کند. استفاده از آن برای نوشتن نگرانی ها و ترس ها. گاهی اوقات, داشتن خروجی به این روش می تواند تسکین دهنده باشد و ذهن تان را آرام کند. یکی از راههای خوب دیگر برای نگارش نشریه روزانه (من خودم این روش را ترجیح می دهم) نگارش دست کم ۵ چیز است که شما بخاطر داشتنش سپاسگزار هستید. اینکار ما را مجبور می کند تا مثبت فکر کنیم و به ما یادآوری می کند که همه چیز آنقدر ها هم که فکر می کردیم بد نیست. در نشریه سپاسگزاری, شما می توانید در مورد هر چیزی که در طول روز اتفاق افتاده و فکر می کنید که می توانید بخاطرش سپاسگزار باشید مطلب بنویسید. لبخند زدن یک غریبه به شما, نور خورشید. و هر چیز مثبت دیگری که اتفاق افتاده است!
*۱۱- با دوستانتان ارتباط برقرار کنید:
وقتی حس افسردگی دارید, ارتباط برقرار کردن با دوستانتان می تواند یکی از سخت ترین کارها باشد, اما یکی از با ارزش ترین فعالیت ها هم است. خودتان را مجبور کنید تا بیرون بروید. جدا کردن خودتان از دیگران شاید ایده خوبی بنظر برسد اما حد و اندازه اش را نگاه دارید. اینکار می تواند اثرات مثبت فوق العاده ای بروی خلق و خویتان داشته باشد.
*۱۲- باندازه کافی بخوابید:
خواب و میزان خلق و خو با هم ارتباط نزدیکی دارند. خواب ناکافی می تواند تحریک پذیری و میزان استرس تان را افزایش بدهد, در حالیکه خواب سالم می تواند همه اینها را تقویت کند. مطالعات ثابت کرده است که اختلال در خواب حتی بصورت جزئی می تواند اثرات مهمی بروی خلق و خوی فرد داشته باشد. اطمینان از داشتن خواب کافی می تواند در نهایت به بهبود خلق و خویتان منجر بشود. کیفیت خوابتان بصورت مستقیم بروی کیفیت زندگی تان در بیداری تاثیر می گذارد, از جمله وضوح فکری، بهره وری، تعادل عاطفی، خلاقیت، انرژی و زنده دلی فیزیکی، و حتی وزن تان. هیچ کار دیگری به این حد نمی تواند برایتان مزایا داشته باشد که تلاش کنید و هدفتان این باشد که روزانه بین ۷٫۵ الی ۹ خواب شبانه سالم داشته باشید.
*۱۳- دیگران را ببخشید:
وقتی که در دلمان کینه نگاه می داریم, خودمان کسی هستیم که در نهایت احساس عصبانیت می کنیم. کسی که ما بخاطرش عصبانی هستیم باحتمال زیاد مشغول کسب و کار خودش است و نسبت به احساسات ما بی اعتنا می باشد. اجازه ندهید تا دیگران اینگونه بر شما حکومت کنند. اینکار باعث می شود شما در غم گذشته تان گیر کنید, اجازه ندهید تا این غم و اندوه ادامه پیدا کند – اینکار فقط بروی شما تاثیر منفی می گذارد نه آنها. راهی بیابید تا آنها را ببخشید – اینکار ارزش وقتی که می گذارید را دارد. اینکار احساساتتان را تغییر می دهد و خلق و خویتان را بهتر می کند, و به شما کمک می کند تا بر افسردگی غلبه کنید.
*۱۴- ورزش کنید:
ورزش مداوم دارای منفعت های فراوانی برای غلبه بر افسردگی است. ورزش باعث آزاد شدن اندورفین می شود که سیستم ایمنی طبیعی بدنتان را تقویت می کند و خلق و خویتان را بهتر می کند. علاوه بر بهتر کردن خلق و خویتان, ورزش منظم مزایای سلامتی دیگر مانند کاهش فشار خون، محافظت در برابر بیماری های قلبی، سرطان و افزایش اعتماد به نفس را دارد. کارشناسان نیم ساعت تا یک ساعت ورزش متوسط را توصیه می کنند, مانند پیاده روی سریع حداقل سه تا چهار بار در هفته.
*۱۵- کوتاه نیایید:
افسردگی باعث می شود که کم کم مخفی شوید و از دید همه ناپدید شوید. بسیار خوب است که زمانی را بیرون از خانه سپری کنید اما به خودتان محدودیت زمانی بدهید و در این مدت کاری کنید تا خلق و خویتان بهبود پیدا کند. می شود افسردگی را براحتی مدیریت کرد (من اینرا از روی تجربه شخصی خودم می گویم) و می تواند در پس هر افسردگی یک زندگی واقعا عالی باشد. پس به راهتان ادامه بدهید و ایمانتان را حفظ کنید.
*۱٫ برنامه ریزی کنید: یک دفترچه تهیه کنید و اولویت های هفته را در آن یادداشت کنید هر کاری که انجام شد و یا هرقرار ملاقاتی را که انجام دادید تیک بزنید تا مطمئن شوید چیزی از قلم نیفتاده است.
*۲. وقت بگذارید: برای انجام هر کار، ساعتی را تعیین و برآورد کنید آن مسئولیت یا کارتان چقدر طول می کشد به این ترتیب خودتان را موظف خواهید کرد در اسرع وقت به انجام امور بپردازید.
*۳٫ استراحت و تفریح را فراموش نکنید: علاوه بر انجام کارهای محوله وقتی را برای تفریح، استراحت و گذراندن زمان در کنار عزیزانتان اختصاص دهید؛ این زمان ها انرژی شما را در سطح شگفت انگیزی افزایش خواهد داد.
*۴٫ مشورت کنید: قبل از انجام هر کار مهمی که احساس می کنید چندین راهکار مختلف برای تحقق آن وجود دارد با یک متخصص مشورت کنید، به این ترتیب از اتلاف وقت و انرژی پیش گیری خواهید کرد.
*۵٫ به برنامه تان عمل کنید: بسیاری از ما عادت کرده ایم ایده های خوب و مبتکرانه را به خاطر ترس از نتیجه در جایی از ذهنمان ذخیره کنیم اما آنجا به هیچ کارمان نخواهد آمد مگر اینکه سعی کنیم آنها را تجربه کنیم. پس سعی کنید به برنامه ای که در نظر گرفتید عمل کنید و آن را به تاخیر نیندازید.
*۶٫ مثبت اندیش باشید: برای موفقیت در شروع یک هفته کاری نگاه مثبت و پر انرژی به کارها و آنچه پیش رو دارید می تواند بسیار مفید و تاثیرگذار باشد.
*۷٫ گروهی کار کنید: از خودخواهی پرهیز و تلاش کنید در شادی ها و موفقیت هایتان دیگران را هم دخیل کنید. همیشه به فکر این نباشید که خودتان گل بزنید هر از چند گاهی به جای هت تریک به فکر این باشید که پاس گل بدهید این کار نه تنها محبوبیت شما را در محیط کار افزایش می دهد بلکه انرژی تان را چند برابر می کند.
*۸٫ خطاپذیر باشید: وقتی کار اشتباهی انجام دادید بدون بهانه آن را بپذیرید و اگر لازم دیدید عذرخواهی کنید گاهی تعصب بیش از حد به روی یک ایده یا تصمیم باعث می شود که کل ماهیت کارتان زیر سوال برود.
*۹٫ از درگیری بی مورد پرهیز کنید: منظور این نیست که هرگاه بر سر مسائل کاری با همکاران تان اختلاف نظر پیدا کردید پا به فرار بگذارید یا اینکه هر چه آنها می گویند بپذیرید بلکه مقصود آن است که در عین اینکه بر مواضع صحیح خودتان اصرار می کنید از بحث های بیهوده و پرداختن به حاشیه بپرهیزید.
*۱۰٫ راه راست را انتخاب کنید: همیشه میانبرهای غیر قانونی یا به اصطلاح راه های دور زدن برخی مشکلات به ذهن خطور می کند و بعضا ممکن است وسوسه شویم که کاری خلاف عرف و اخلاق انجام دهیم تا موفقیت بیشتری به دست آوریم اما توصیه ما به شما این است که از امتحان کردن این روش ها یا فکر کردن به آن پرهیز کنید چراکه اگر در ظاهر هم موفق شوید در پیش وجدانتان شکست خورده و بی ارزش خواهید بود.
*۱۱٫ به خدا توکل کنید: اول و آخر این برنامه ریزی یک اصل مهم است و آن اینکه به خدای بزرگ اعتماد کنید و بدانید او بهتر صلاح کار ما را می داند. اگر به آنچه می خواستیم رسیدیم باید شکرش را به جا آوریم و اگر به آنچه می خواستیم نرسیدیم باز هم باید شکر کنیم و به حکمتش رضایت دهیم.
خواندن و فکر کردن در این مطلب بیشتر از یکی دو دقیقه وقت نمیگیرد. این پیام را وانگذارید.
۱- چشمان خود را نسبت به تغییرات بگشا، اما ارزشهای خود را به سادگی در برابر آنها فرومگذار.
۲- به خاطر داشته باش که گاه سکوت بهترین پاسخ است.
۳- شرافتمندانه بزی؛ تا هرگاه بیشتر عمر کردی، با یادآوری زندگی خویش دوباره شادی را تجربه کنی.
۴- زیرساخت زندگی شما، وجود جوی از محبت و عشق در محیط خانه و خانواده است.
۵- در مواقعی که با محبوب خویش مشاجره میکنی و از او گله داری، تنها به موضوعات کنونی بپرداز و سراغی از گلایههای قدیم نگیر.
۶- دانش خود را با دیگران در میان بگذار. این تنها راه جاودانگی است.
۷- با دنیا و زندگیِ زمینی بر سر مهر باش.
۸- سالی یک بار به جایی برو که تا کنون هرگز نرفتهای.
۹- بدان که بهترین ارتباط، آن است که عشق شما به هم، از نیاز شما به هم سبقت گیرد.
۱۰- وقتی می خواهی موفقیت خود را ارزیابی کنی، ببین چه چیز را از دست دادهای که چنین موفقیتی را به دست آوردهای.
۱۱- در عشق و آشپزی، جسورانه دل را به دریا بزن.
۱۲- به خاطر داشته باش که عشقهای سترگ ودستاوردهای عظیم، به خطر کردنها و ریسکهای بزرگ محتاجاند.
۱۳- وقتی چیزی را از دست دادی، درس گرفتن از آن را از دست نده.
۱۴- این سه مهم را از همواره دنبال کن:
* محبت و احترام به خود را
* محبت به همگان را
* مسؤولیتپذیری در برابر کارهایی که کردهای
۱۵- به خاطر داشته باش دست نیافتن به آنچه میجویی، گاه اقبالی بزرگ است.
۱۶- اگر میخواهی قواعد بازی را عوض کنی، نخست قواعد را فرابگیر.
۱۷- به خاطر یک مشاجرهی کوچک، ارتباطی بزرگ را از دست نده.
۱۸- وقتی دانستی که خطایی مرتکب شدهای، گامهایی را پیاپی برای جبران آن خطا بردار.
۱۹- بخشی از هر روز خود را به تنهایی گذران.
۱) فرصت هایی را می بینند و پیدا می کنند که دیگران آنها را نمی بینند.
۲) از مشکلات درس می گیرند، در حالی که دیگران فقط مشکلات را می بینند.
۳) روی راه حل ها تمرکز می کنند.
۴) هوشیارانه و روشمندانه موفقیت شان را می سازند، در زمانی که دیگران آرزو می کنند موفقیت به سراغ شان آید.
۵) مثل بقیه ترس هایی دارند ولی اجازه نمی دهند ترس آنها را کنترل و محدود کند.
۶) سوالات درستی از خود می پرسند. سوال هایی که آنها را در مسیر مثبت ذهنی و روحی قرار می دهد.
۷) به ندرت از چیزی شکایت می کنند و انرژی شان را به خاطر آن از دست نمی دهند. همه چیزی که شکایت کردن باعث آن است فقط قرار دادن فرد در مسیر منفی بافی و بی ثمر بودن است.
۸)سرزنش نمی کنند (واقعا فایده اش چیست؟) آنها مسوولیت کارهایشان و نتایج کارهایشان را تماما به عهده می گیرند.
۹) وقتی ناچارند از ظرفیتی بیش از حد ظرفیت شان استفاده کنند همیشه راهی را برای بالا بردن ظرفیت شان پیدا می کنند و بیشتر از ظرفیت شان از خود توقع دارند. آنها از آنچه دارند به نحو کارآمدتری استفاده می کنند.
۱۰) همیشه مشغول، فعال و سازنده هستند. هنگامی که اغلب افراد در حال استراحت هستند آنها برنامه ریزی می کنند و فکر می کنند تا وقتی که کارشان را انجام می دهند استرس کمتری داشته باشند.
۱۱) خودشان را با افرادی که با آنها هم فکر هستند متحد می کنند. آنها اهمیت و ارزش قسمتی از یک گروه بودن را می دانند.
۱۲) بلندپرواز هستند و دوست دارند حیرت انگیز باشند. آنها هوشیارانه انتخاب می کنند تا بهترین نوع زندگی را داشته باشند و نمی گذارند زندگی شان اتوماتیک وار سپری شود.
۱۳) به وضوح و دقیقا می دانند که چه چیزی در زندگی می خواهند و چه نمی خواهند. آنها بهترین واقعیت را دقیقا برای خودشان مجسم و طراحی می کنند به جای اینکه صرفا تماشاگر زندگی باشند.
۱۴) بیشتر از آنکه تقلید کنند، نوآوری می کنند.
۱۵) در انجام کارهایشان امروز و فردا نمی کنند و زندگی شان را در انتظار رسیدن بهترین زمان برای انجام کاری از دست نمی دهند.
۱۶) آنها دانش آموزان مدرسه زندگی هستند و همواره برای یادگیری روی خودشان کار می کنند. آنها از راه های مختلفی مثل تحصیلات آموزشگاهی، دیدن و شنیدن، پرسیدن، خواندن و تجربه کردن یاد می گیرند.
۱۷) همیشه نیمه پر لیوان را می بینند و توانایی پیدا کردن راه درست را دارند.
۱۸) دقیقا می دانند که چه کاری باید انجام دهند و زندگی شان را با از شاخه ای به شاخه ای دیگر پریدن از دست نمی دهند.
۱۹) ریسک های حساب شده ای انجام می دهند؛ ریسک های مالی، احساسی و شغلی.
۲۰) با مشکلات و چالش هایی که برایشان پیش می آید سریع و تاثیرگذار روبه رو می شوند و هیچ وقت در مقابل مشکلات سرشان را زیر برف نمی کنند. با چالش ها روبه رو می شوند و از آنها برای پیشرفت خودشان بهره می برند.
۲۱) منتظر قسمت و سرنوشت و شانس نمی مانند تا آینده شان را رقم بزند. آنها بر این باورند که با تعهد و تلاش و فعالیت، بهترین زندگی را برای خودشان می سازند.
۲۲) وقتی بیشتر مردم کاری نمی کنند؛ آنها مشغول فعالیت هستند. آنها قبل از اینکه مجبور به کاری بشوند، عمل می کنند.
۲۳) بیشتر از افراد معمولی روی احساسات شان کنترل دارند. آنها همان احساساتی را دارند که ما داریم ولی هیچ گاه برده احساسات شان نمی شوند.
۲۴) ارتباط گرهای خوبی هستند و روی رابطه ها کار می کنند.
۲۵) برای زندگی شان برنامه دارند و سعی می کنند برنامه شان را عملی کنند. زندگی آنها از کارهای برنامه ریزی نشده و نتایج اتفاقی عاری است.
۲۶) در زمانی که بیشتر مردم به هر قیمتی می خواهند از رنج کشیدن و بودن در شرایط سخت اجتناب کنند، افراد موفق قدر و ارزش کار کردن و بودن در شرایط سخت را می فهمند.
۲۷) ارزش های زندگی شان معلوم است و زندگی شان را روی همان ارزش ها بنا می کنند.
۲۸) تعادل دارند. وقتی از لحاظ مالی موفق هستند، می دانند که پول و موفقیت مترادف نیستند. آنها می دانند افرادی که فقط از نظر مالی در سطح مطلوبی قرار دارند، موفق نیستند. این در حالی است که خیلی ها خیال می کنند پول همان موفقیت است. ولی آنها دریافته اند که پول هم مثل بقیه چیزها یک وسیله است برای دستیابی به موفقیت.
۲۹) اهمیت کنترل داشتن روی خود را درک کرده اند. آنها قوی هستند و از اینکه راهی را می روند که کمتر کسی می تواند برود، شاد می شوند.
۳۰) از خودشان مطمئن هستند و به احساسات ناشی از اینکه کجا زندگی می کنند و چه دارند و چه طور به نظر می رسند، توجهی ندارند.
۳۱) دست و دل باز و مهربان هستند و از اینکه به دیگران کمک می کنند تا به خواسته هایشان برسند خوشحال می شوند.
۳۲) متواضع هستند و اشتباهات شان را با خوشحالی می پذیرند و به راحتی عذرخواهی می کنند. آنها از توانایی هایشان خاطر جمع هستند ولی به آن مغرور نمی شوند. آنها خوشحال می شوند که از دیگران بیاموزند و از اینکه به دیگران کمک می کنند تا خوب به نظر برسند بیشتر از کسب افتخارات شخصی شان لذت می برند.
۳۳) انعطاف پذیر هستند و تغییر را غنیمت می شمارند. وقتی وضعیتی پیش می آید که عادت ها و آسایش روزمره شان را بر هم می زند از آن استقبال می کنند و با آغوش باز وضعیت جدید و ناشناس را می پذیرند.
۳۴) همیشه سلامت جسمانی خود شان را در وضعیت مطلوبی نگه می دارند و می دانند که بدنشان خانه ای است که در آن زندگی می کنند و به همین خاطر، سلامت جسمانی برای آنها خیلی مهم است.
۳۵) موتور بزرگ و پرقدرتی دارند. سخت کار می کنند و تنبلی نمی کنند.
۳۶) همیشه منتظر بازتاب کارهایشان هستند.
۳۷) با افراد بدذات و غیرموجه نشست و برخاست نمی کنند.
۳۸) وقت شان و انرژی شان را روی وضعیت هایی که از کنترل شان خارج است صرف نمی کنند.
۳۹) کلید خاموش روشن دارند. می دانند چگونه استراحت کنند و ریلکس شوند. از زندگی شان لذت می برند و سرگرم می شوند.
۴۰) آموخته هایشان را تمرین می کنند. درباره تئوری های عجیب و غریب خیالبافی نمی کنند بلکه واقع بینانه زندگی می کنند.
اگر می خواهید ویتامین درمانی کنید یا از طب سنتی استفاده کنید این مطالب را تا آخر بخوانید
خیار را باپوست آن بخورید و فریب مؤدب بازی های مرسوم را نخورید چون بیشتر ویتامین (( A ))ی خیار در پوست آن است و خیار بیشتر برای تامین ویتامین(( A ))ی بدن مناسب است . سیب و بعضی از میوه های مشابه را هم با پوست بخورید چون مثلاً پوست سیب خاصیت ضدسرطان دارد این از پوست بیرونی حالا از پوست داخلی بعضی از میوه ها بگم.
داخل پوست پرتقال و دیگر پرتقال سانان ( مثل گریپ فروت ) پوسته سفیدی هست که همیشه مورد بی مهری پرتقال خوران قرار می گیرد ، غافل از اینکه این پوسته ی سفید سرشار از ویتامین (( ب کمپلکس )) است .همچنین این پوسته ظاهراً بی مصرف دارای موادی است که مکمل مواد مغذی درون پرتقال ( سانان ) است. پوسته داخلی گریپ فروت و بیشتر فامیل هایش ، می تواند کلسترول خون را حتی به اندازه تاثیر و مصرف دارو ، کلسترول مخرب خون را پایین بیاورد و به گشایش رگ ها و افزایش سلامتی عمومی کمک کند.
حرف که از داخل پوست پرتقال سانان شد گفته باشم که در پوست لیمو هم ویتامین C فراوانی وجود دارد پس اگر لیمو را باپوستش بخورید ، هم ویتامین C بیشتری گیرتان می آید و هم اگر در شکم بعضی ها مار و افعی خیلی کوچولو ( که به آن جانور می گویند ) وجود داشته باشد، کم کم وجود نخواهد داشت.
خاصیت معجزه آسای زنجبیل:
اگر حالت تهوع داشتید، می توانید از قرص های ضدتهوع یا قرص می توانید از قرص های ضد تهوع یا قرص B۶ استفاده کنید اما اگربخواهید از داروی غیر شیمیایی استفاده کنید زنجبیل را به شما توصیه می کنم .
زنجبیل اثر کاملاً قاطعی برجلوگیری از ضد تهوع و استفراغ دارد و یک آنتی هیستامین طبیعی است.همچنین زنجبیل تا اندازه ای محرک جنسی و مغزی است ومی تواند تفکر را بهبود ببخشد . اگر مزه ی زنجبیل زیاد به مذاقتان خوش نیامد و شیرین کننده یا کپسول خالی هم در دسترس تداشتید ، دیگراثرات زنجبیل را به یاد بیاورید تاکمی ذوق کنیدو مذاقتان کوتاه بیاید و از خر شیطان پیاده شود .
به یاد بیاورید که زنجبیل بر ضد آشفتگی های معده عمل می کند و یک منعقد کننده ی قوی خون است طوری که از این نظر شبیه (( آسپیرین )) است کلسترول و فشار خون و چربی خون را کاهش می دهد و برعلیه سرطان می ایستد.
میوه و سبزی می آید سرطان سرتان نیاید
اگر از سرطان می ترسید یا فکر می کنید سرطان به شما علاقه مند است و ممکن است به سراغتان بیاید، یا اگر سرطان بزور با شماهمراه شده و خود را تحمیل کرده، تعدادی ماده ی ضد سرطان فوق العاده را به شما توصیه می کنم . هرکدام از این مواد ، کلی توضیح دارد ولی من فقط اسم هایشان را می گویم : گوجه فرنگی ، هویج ، کلم ، سیر ، پیاز ، و ذرت ( اما نه روغن ذرت ) طالبی و گریپ فروت .
تحقیقات دانشمندان نشان می دهد که این مواد از بین هزاران ماده ی غذایی دیگردارای بیشترین تاثیرات ضدسرطانی اند .این سبزی ها و میوه های خاص برعلیه انواع سرطان ها عمل می کنند اما مواد دیگری وجود دارند که تنها در برابر بعضی از سرطان ها دارای مقابله هستند. مثلاً تحقیقات علمی ثابت می کند که یکی از بهترین دارو ها برعلیه سرطان لوزالمعده ، خرما می باشد .
یا مصرف ماست اثر قابل توجهی در جلوگیری از سرطان روده ی بزرگ که یکی از شایع ترین سرطان هاست دارد. سویا توانایی مقابله با سرطان معده را دارد . نخود فرنگی و توت فرنگی بر علیه سرطان پروستات می جنگند . زرد آلو توانایی تهاجم به سرطان ریه ( و تا حدودی لوزالمعده ) را داراست. از دید گاه دیگر می توان گفت سبزیجات زرد و نارنجی رنگ و ازبین میوه ها ،انواع مرکبات ، بیشترین خاصیت ضد سرطانی را دارا می باشند.
خواص دارويي عسل
از قدیم الایام تا به حال از عسل در درمان بیماری های بسیار زیادی استفاده شده است. مهمترین خاصیت عسل ، ضد میکروب بودن آن است. در حالی که عسل یک ماده کاملاً خوراکی است و بایستی محیط خوبی برای پرورش میکروب ها باشد ، ولیکن میکروب ها در معرض عسل نابود شده و اجساد آنها نیز به مرور از بین می رود. زیرا عسل حاوی آنتی بیوتیک و آنزیم دیاستاز است .
عسل دارای آنتی اکسیدان است، از این رو مصرف آن برای سلامت قلب و عروق مفید است. عسل به سلامت پوست کمک می کند و ضد پیری است.
در قدیم هر دارویی را با عسل مخلوط می کردند، زیرا خاصیت بهبود بخشی داروها را به همین دلیل چند برابر می کرده و امروزه هم از عسل در بسیاری از محصولات آرایشی و بهداشتی استفاده می کنند.
- پروانه ها با پای خود مزه را احساس میکنند .
ـ شتر در هنگام تشنگی میتواند ۹۵ لیتر آب را در کمتر از ۳ دقیقه بنوشد .
ـ تعداد افرادی که سالانه از نیش زنبور میمیرند بیشتر از کسانی است که سالانه از نیش مار میمیرند.
ـ وزن اسکلت انسان بالغ ۱۳ تا ۱۵ کیلوگرم است .
ـ اولین اتوموبیل را مظفرالدین شاه قاجار وارد ایران کرد .
ـ اولین آدامس را جان کورتیس در سال ۱۲۲۷ شمسی ساخت .
ـ تنها قسمت بدن که خون ندارد قرنیة چشم است .
ـ با ۳۰ گرم طلا میتوان نخی به طول ۸۱ کیلومتر درست کرد .
ـ سومریها در قرن چهارم قبل از میلاد خط را اختراع کردند .
ـ یک دهم مردم جهان در جزیره ها زندگی می کنند .
ـ اولین تمبر جهان در سال ۱۸۴۰ در انگلستان به چاپ رسید .
ـ فیل بالغ در روز ۲۲۰ کیلوگرم غذا و۲۰۰ لیتر آب مصرف میکند .
ـ تعداد حشرات موجود در ۵/۲ کیلومترمربع زمین کشاورزی از انسانهای موجود در کل دنیا بیشتر است.
ـ هرفرد عادی درسرخود ۹۰ تا ۱۲۰ هزار رشته مو دارد.
ـ ریش انسان بالغ بر ۵ تا ۱۵ هزار و یک ابرو ۴۵۰ تا ۶۰۰ تار مو دارد.
ـ گربه وسگ هر کدام ۵ گروه خونی دارند و انسان ۴ گروه.
ـ زنبور عسل دو معده دارد: یکی برای انبار کردن عسل ویکی برای غذا.
ـ سریع ترین عضله بدن انسان زبان است.
ـ در سال ۱۹۸۰ بوتان تنها کشور جهان بود که تلفن نداشت.
ـ طول قد هر انسان سالم برابر ۸ وجب دست خود اوست.
ـ طول رگهای بدن انسان ۵۶۰ هزار کیلومتر است.
ـ در برج ایفل ۲۵۰۰۰۰۰ پیچ به کار رفته است.
ـ میزان انرزی که خورشید در یک ثانیه تولید میکند؛ برای تولید برق مورد نیاز تمام کشورهای جهان در مدت یک میلیون سال کافی است.
ـ خنده آسانتر از اخم کردن است؛ برای خندیدن انسان از ۱۷ عضله صورت وگردن استفاده می کند در حالی که برای اخم کردن از ۴۰ عضله.
ـ گربه در گوشش ۳۲ عضله دارد.
ـ خرسها موجوداتی چپ دست هستند.
ـ مورچه به هنگام مسموم شدن همیشه روی پهلوی راست می افتد.
ـ در فصل پائیز ۷۰۰ تا ۹۰۰ هزار برگ درخت بلوط میریزد.
ـ درصورتی که زنی به کوررنگی مبتلا باشد ؛ فرزندان پسر اوکوررنگ میشوند.
ـ مغز انسان بیش از سایر اعضای بدن کار میکند وبیش از۲۰% از انرژی بدن را مصرف می کند.
ـ هر یک لیتر بنزین معادل ۵/۲۳ تن گیاهان مدفون شده در قرنها پیش است.
ـ ۹۰% یخ دنیا در سرزمین های قطبی است.
ـ متوسط وزن مردان در کره زمین بیش از وزن زنان است.
ـ نیاز مردان به صحبت کردن در هر روز دوازده هزار واژه، و نیاز زنان ۲۳ هزار واژه است.
ـ اگر تکثیر باکتری تا ۲۴ ساعت ادامه یابد ، توده ۲ تنی از یک باکتری بوجود می آید.
ـ وسعت و عرض کهکشان راه شیری حدود ۷۰ هزار سال نوری است.
ـ سرعت گردباد گاهی به۳۰۰ تا ۴۵۰ کیلومتر در ساعت می رسد.
ـ عمیق ترین دریاچه جهان دریا چه بایکال در روسیه است که ۱۹۴۰ متر عمق دارد.
ـ حدود ۷ هزار نوع برنج مختلف در دنیا وجود دارد.
ـ یک میلیون کره به اندازه زمین در خورشید جای می گیرد.
ـ ۱۳۰۰ کره زمین در سیاره مشتری جای می گیرد.
ـ فنلاند از ۱۷۹ هزار و ۵۸۵ جزیره تشکیل شده است.
ـ زنبورها از بوی عرق بدشان میآید و به کسی که به نوعی بدنش بو دهد یا عطر و ادکلن زده باشد حمله میکند.
ـ از بین رنگها رنگ سفید برای زنبور عسل آرامش دهنده و رنگ قهوه ای ناراحت کننده است.
ـ انسان با خوردن ۲۰ نیش از زنبور عسل در آن واحد خواهد مرد.
بدن زنبور داران در برابر نیش زنبورها مقاوم میشود و اغلب میتوانند بیش
از صد عدد نیش زنبور عسل را تحمل کنند و احساس ناراحتی هم نکنند.
ـ از آنجا که زنبور عسل بی نظمی را دوست ندارد، اگر جلوی کندوی آنها بایستید و مانع رفت و آمد آنها شوید به شما حمله خواهند کرد.
ـ نور خورشید فقط تا عمق ۴۰۰ متری آب دریا نفوذ میکند.
ـ سختی آب مشابه سختی بتن است.
ـ رعد و برقی به طول ۶/۱ کیلومتر دارای الکتریسیته کافی برای روشن کردن یک میلیون لامپ است.
ـ هنگام صحبت برای بیا ن هر کلمه ۷۲ ماهیچه به کار گرفته میشود.
ـ لایه پوستی که آرنج را پوشانده است هر ۱۰ روز یکبار عوض میشود.
ـ خون میگوها آبی رنگ است، عنکبوتها خونی روشن و شفاف دارند.
ـ دانه نوعی درخت غول پیکر از خانواده کاج فقط ۰۰۵/۰ گرم وزن دارد.
ـ ۸۵% گیاهان در اقیانوسها رشد میکنند.
ـ تنها چیزی که در اسید حل نمیشود الماس است و فقط خیلی زیاد آن را از بین میبرد.
ـ زرافه تازه متولد شده ۲ متر قد دارد.
ـ مغز فیزیکدان نابغه، آلبرت اینشتین ۱۵ درصد از حجم مغز انسان عادی بزرگتر بود.
ـ مارها گوش ندارند و با زبان میشنوند، زیرا زبان آنها به امواج صوتی بسیار حساس است.
ـ عمیق ترین جای اقیانوسهای جهان در اقیانوس آرامو عمق آن ۱۱ کیلومتر است.
ـ اسب ماده ۳۰ دندان و اسب نر ۳۶ دندان دارد.
ـ زمان بارداری فیل به دو سال است.
ـ آمریکاییها سالانه ۸۵ میلیون تن کاغذ مصرف میکنند.
ـ نوعی ماهی وجود دارد که با کمک باله هایش به سطح میآید و ۵/۱ دقیقه در هوا پرواز میکند و به شکار طعمه خود میپردازد.
ـ اختاپوس دارای بزرگترین چشمان است که گاهی به ۲۵ سانتیمتر یعنی اندازه یک توپ والیبال میرسد.
ـ مار آناکوندا تنها نمونه افعی است که بچه میزاید.
ـ اولین زیر دریایی جهان در سال ۹۵۷ هجری شمسی طراحی شد.
ـ پروانه با پا شیره گلها را میچشد نه با زبان.
ـ تا قرن پنجم میلادی متوسط عمر مردم اروپا از ۳۰ سال فراتر نمیرفت.
ـ خورشید روزانه معادل ۱۲۶ هزار میلیارد اسب بخارانرژی به زمین میفرستد.
ـ نمک بسیار بالای دریای بحرالمیت از زیست هرگونه ماهی در این دریا جلوگیری میکند.
ـ ۲۰ درصد آب شیرین جهان میان آمریکا و کانادا قرار دارد.
ـ بهترین شکارچی در خشکی خرس قطبی است.
ـ خرس قطبی هنگامی که روی دو پا میایستد حدود ۳ متر است.
ـ در بین انواع خرس ، خرس پاندا بزرگترین جمجمه را دارد.
ـ خرس با تمام سنگینی خود میتواند با سرعت ۵۰ کیلومتر در ساعت بدود.
ـ حس بویایی خرس تقریبا ۱۰۰ برابرقوی تر از انسان است.
ـ خرس نوزاد ۶۰۰ بار از مادر خود کوچکتر است.
ـ خرس کوالا هر گز آب نمینوشد و آب مورد نیاز خود را با خوردن برگ گیاهان تامین میکند.
ـ کوههای آلپ در سال حدود یک سانتیمتر بلند میشوند.
ـ بیماری قند اولین عامل کوری در مردم جهان است.
ـ یکی از رودهای کامبوج ۶ ماه سال ازشمال به جنوب و۶ماه دیگر از جنوب به شمال جریان دارد.
ـ اگر در یک سال هیچ یک از نسلهای یک جفت مگس نر وماده از بین نروند ، حجم مگسهای متولد شده با حجم کره زمین برابر میشود.
ـ ظروف پلاستیکی تقریبا ۵۰ هزار سال در برابر تجزیه وفساد مقاومند.
ـ در خط استوا ، دمای هوا در تمام فصول سال تقریبا یکسان است.
ـ قاره کوچک استرالیا دارای بزرگترین منبع بوکسیت یا هیدروکسیدآلومینیوم در جهان است.
ـ هر قفل شمارهدار ممکن است یک میلیون رمز داشته باشد.
ـ یک قطره آب دارای یک صد میلیارد اتم است.
ـ برج کج پیزا ۲۹۳ پله و برج ایفل ۱۷۹۲ پله دارد.
ـ رشد کودک در بهار بیشتر است.
ـ جعبه سیاه هواپیمای تجاری نارنجی است.
ـ یک چهارم خاک روسیه در طول سال پوشیده از برف است.
ـ حس بویایی مورچه با حس بویایی سگ برابری میکند.
ـ چشم شتر برای محفوظ ماندن در برابر شنهای صحرا ۳ پلک دارد.
روان پزشکان به چه کسي می گویند نرمال؟ اخلاق بخش عمدهای از پیکره نرمال بودن را تشکیل میدهد. اخلاق، انسان را وادار به پیروی از برخی باورهای ارزشی و متعالی میکنند. ما در روانشناسی، انسان را مظهر تعالی خداوند میدانیم. یعنی ایمان به خداوند، ایمان به ارزشها، ایمان به مقدسات تعریف شده که بخشی از آن به مقدسات و ارزشهای متعالی برمیگردد و بخشی از آن نیز به اخلاق و صفات خوب متعالی مانند توکل، امید و... مربوط میشود و فرد نرمال چنین اخلاقی دارد و به آنها تمسک میجوید.
1.بخشندگی و دست و دلبازبودن:
فرد نرمال، فقط دریافتکننده محبت نیست و خود نیز به دیگران مهر میورزد، بنابراین فردی که همنوعش برایش مهم نیست و روابط عاطفیاش با فرزند، همسر، دوست، خواهر و برادر و... کند یا ضعیف است یا برعکس آنقدر روابط عاطفیاش بیش از حد میشود که به وابستگی میانجامد نرمال نیست.
2.داشتن هوش اجتماعی:
فرد نرمال باید هوش اجتماعی داشته باشد تا بتواند به دنبال فعالیتهای شغلی و عملکردی برای بروز و ایجاد یک فعالیت مولد باشد. فعالیتهای غیرمولد و بیفایده و بیارزش، مانند بسیاری از فعالیتهایی که در جهت خلاف است یا انجام آنها فایدهای برای فرد یا افراد جامعه ندارد، فعالیت غیرمولد شناخته میشود.
3.قدرت حل مساله:
فردی که قدرت حل مساله دارد، در برابر مشکلات تسلیم نمیشود و سعی میکند برای مشکلات خود راهحل پیدا کند. طبیعی است برای رسیدن به این هدف باید واقعیتهای موجود را درک کرد. افرادی که از این درک عاجزند و تفکرات سحرآمیز دارند، به رمل و اسطرلاب، جادو و سحر و دعانویسی و کفبینی و موضوعات خرافی میپردازند، قدرت حل مساله ندارند زیرا نمیتوانند واقعیتهای موجود را قبول کنند. نکته قابل توجه اینکه حتی در حل مساله، تکرار مکررات هم طبیعی نیست بلکه فرد باید برای حل مشکلاتش ابداع و تنوع در تصمیمگیری داشته باشد.
4.گذشت، بخشندگی و مروت:
فرد نرمال باید گذشت و بخشش داشته باشد و سخت و غیرقابل انعطاف نباشد و در عین حال بتواند خشم خود را بروز دهد. فردی که مدام خشمش را فرومیخورد و جرات ابراز احساسات خود را ندارد، نرمال نیست. البته بروز خشم باید بدون صدمه و اهانت به خود و دیگران باشد و فرد نباید ذرهای به شخصیت خود یا دیگران لطمه بزند.
5.قدرت مقابله با استرس:
واقعیت این است که ما در فضایی از استرس و اضطراب به سر میبریم. فرد نرمال باید بتواند با این استرسها مقابله یا از مکانیسمهای مقابلهای برای رفع استرسها استفاده کند تا خود را با هر استرسی انطباق دهد و با آن مقابله کند. متاسفانه ما با بسیاری از فقدانها، مشکلات مالی و اقتصادی، مسایل اجتماعی و محیطی، مسایل سیاسی و... روبرو هستیم. فرد باید بتواند با این استرسها کنار بیاید. کسی که زود میشکند و در برابر اندک استرسی کمر خم میکند، نرمال نیست. هرکس ممکن است یک عزیز، مال یا شغلش را از دست بدهد، اما باید بتواند محرومیتها را تحمل کند و در برابر این فقدانها قدرت مانور و سوگواری داشته باشد و به پذیرش نهایی واقعیت برسد.
6.قدرت مدیریت:
فرد نرمال باید قدرت مدیریت محیط اطرافش و محیطی که در آن زندگی یا کار میکند، داشته باشد و این به یک مدیریت ذاتی نیاز دارد.
7.در نظر گرفتن جوانب احتیاط:
فرد نرمال باید همه جوانب احتیاط را رعایت کند و به اصطلاح خود را ارزان نفروشد. البته منظور این است که بدبین باشد زیرا بدبینی خود غیرطبیعی است اما احتیاط، وجه مهمی از نرمال بودن است. فرد باید برای انجام معاملات اقتصادی، روابط بین فردی، امور اداری و شغلی و... محتاطانه عمل و رفتار خود را کنترل کند.
8.آموختن و آموزش:
فرد باید خودش را برای زندگی سرمایهگذاری کند. باید دانش و آگاهی داشته باشد و واقعبینانه به سرنوشتی که بر او در زمان و مکان خاصی که قرار دارد تحمیل شده، بپذیرد و در این زمینه آموزش ببیند زیرا اگر از مسایل پیرامون خود آگاهی نداشته باشد و آنها را نپذیرد،طبعا رفتار غیرطبیعی از خود نشان میدهد و دچار آسیبشناسی روانی میشود و در گروه بیماران قرار میگیرد. فرد نرمال باید عاشق یادگیری باشد و بتواند موضوعات مختلف را طراحی و سازماندهی کند.
9.کنجکاوی و علاقهمندی:
انسانهای بیتفاوت، بیاحساس، غیرکنجکاو و غیرعلاقهمند به موضوعات روزمره، انسانهای نرمالی نیستند بنابراین فردی که زیباییها را تقدیر و تحسین نمیکند و نسبت به آنها کنجکاو نیست طبیعی و نرمال نیست.
10. آیندهنگر بودن:
فرد نرمال باید در مورد آینده خود جهتگیری داشته باشد و بداند چه آیندهای برای فردا و فرداهایش در نظر دارد، بنابراین باید برای سنین جوانی، میانسالی و سالمندی خود برنامهریزی کند.
11.خلاقیت و نوآوری:
فرد نرمال باید خلاق باشد و ایده داشته باشد و به دیگران و محیط کار و زندگی خود ایده بدهد. از سوی دیگر باید استقلال داشته باشد و اهداف مناسبی در سر بپروراند. فردی که وابسته است، نمیتواند اهداف درستی را برای آینده خود برنامهریزی کند.
12. شناسایی نیازها:
فرد نرمال باید نیازهایش را بشناسد و به ارزشهای وجودی خود پی ببرد و بتواند به مجهولات موجود در آنچه به عنوان واقعیتهای موجود ذهن خود و اطرافیانش فراگرفته است، پاسخ دهد.
13.شور و هیجان:
افراد نرمال باید در انجام امور از خود شوق و حرارت نشان دهند. افراد بیحال و بیاحساسی که از خود شوق و شوری نشان نمیدهند، به خصوص در مسایل خانوادگی و اجتماعی، افرادی سرد و بیاحساس هستند نه نرمال.
14.عادل بودن:
عدالت صفت بسیار خوبی است که باید آن را در انسانهای نرمال جستجو کنیم. فرد باید نسبت به شهروندان و خانواده خود عادل باشد و اگر نباشد از خود رفتارهای پرخاشگرانه، بیتفاوتی، بیاحساسی، بیتوجهی، بیعاطفگی و... نشان میدهد.