در این بخش تلاش شده است تا از میان تمامی نظریاتی که در مورد سلامت سازمانی ارائه گردیده، به سه نظریه مهم و برجسته با توجه به ویژگی های هر یک، اشاره گردد.
1. سلامت سازمانی از دیدگاه مایلز:
مایلز ویژگیهای سازمان سالم را در تامین سه نیاز اصلی؛1.نیازهای وظیفه ای سازمان 2.نیازهای بقاء و نگهدارنده 3.نیازهای رشد و توسعه سازمان، بیان کرده و با توجه به این سه نیاز، ابعاد سلامت سازمانی را شامل 10 مورد زیر بیان می کند:
الف) نیازهای وظیفه ای سازمان(نیازهای کاری یک سیستم) :
1.تمرکز براهداف1: هدف ها استدلال کننده های واضح و روشنی در سیستم برای اعضاء هستند که مورد قبول و پذیرش آنها است و همچنین اهداف بایستی واقعی و متناسب با تقاضای محیطی باشد.
در سازمان سالم، هدف یا هدفهای سازمان برای اعضای آن کاملا روشن و قابل پذیرش است. اگر چه روشنی هدف و پذیرش آن برای سلامت سازمانی شرطی لازم و در عین حال ناکافی است، علاوه بر آن هدف ها باید با توجه به منابع موجود قابل حصول باشد (زکی،سال دهم،73-75).
تمرکز برهد ف ویژگی سازمان های سالم می باشد. کارمندان اهداف سازمان را درک کرده و آن ها را به عنوان مقاصد و اهداف واقعی می پذیرند. علاوه بر این چنین اهدافی درست و به جا هستند، یعنی با انتظارات محیط هماهنگ می باشد (هوی و همکاران،1386، 38-41).
نیک نامی می نویسد: « به نظر دانشمندان مدیریت ، مهمتر از اهداف برای مدیریت، وجود ندارد و مدیریت جدا از اهداف فاقد معنی و منطقی است. تا آنجا که تقریبا همه ی صاحبنظران در مورد اهداف، یعنی مهمترین ماموریت سازمان اتفاق نظر دارند و مهمترین وظیفه مدیران را رسیدن به اهداف سازمان می دانند که اصولا سازمان برای آن به وجود آمده است. بنابراین، مدیران باید اهداف سازمان را قاطعانه و همواره در نظر داشته باشند و برای رسیدن به آن ها جد و جهد بسیار کنند (عزیزی مقدم،1385، 21).
2. شایستگی ارتباطات2: ارتباطات وابسته به تحریف آزاد و میزان ابهام و سهولت در ارتباطات است که باعث تولید محصول خوب و واکنش سریع به تنگنا های محیطی و خارجی است.
در سازمانها گزارش و انتقال اطلاعات اهمیت زیادی دارد. منظور از کفایت ارتباط، وجود ارتباطات واقعی در جهت افقی و عمودی و متقابلاً میان سازمان و محیط است به گونه ای که اطلاعات به نحوی در گردش باشد (زکی،سال دهم،73-75).در یک سازمان سالم، اطلاعات کافی برای تشخیص دشواری های آن موجود است و کارکنان سازمان، اطلاعات مورد نیاز را بدون انجام تلاشهای زاید یا مراجعه به این و آن و یا تشکیل جلسات مکرر، براحتی به دست می آورند (عزیزی مقدم،1385، 21).
ویژگی کفایت ارتباطات همچنین برای سازمان ها حیاتی می باشد، از آن جائی که عموماّ سازمان ها پیچیده تر از گروههای کوچک هستند. تبادل اطلاعات برای بهبود یک سیستم ضروری است. اطلاعات نیازمند انتقال و جا به جایی درست است. سیستم باید از عوامل اختلال زا به دور باشد، تا اعضایش بتوانند جهت عملکرد درست، اطلاعات را به سهولت دریافت دارند. چنین سیستم کارآمدی سازمان را برای درک تنش ها و تعارضات درونی و برخورد فوری با آن ها توانا سازد (هوی و همکاران،1386، 38-41).
3.حداکثر برابری قدرت1 : یعنی توزیع نفوذ و وابستگی بطور مساوی.
زیر دستان می توانند در نفوذ به طرف بالا اعمال کنند و آنها همچنین برای مشاهده بالا دستان می توانند این کار را انجام بدهند.
در سازمان سالم، توزیع قدرت نفوذ و تاثیر گذاری نسبتا عادلانه است. زیر دستان می توانند در بالا دستان تاثیر بگذارند و هر ما فوقی می تواند بر مافوق خود تاثیر بگذارد (زکی،سال دهم،73-75).
بنابراین بکارگیری نفوذ متکی بر لیاقت و دانش می باشد، تا مقام و جذبه، یا دیگر عوامل غیر مرتبط با مسائل در دست اقدام. آنچه سازمان سالم را می سازد همکاری است نه اعمال فشار (هوی و همکاران،1386، 38-41).
همچنان که لیکرت مطرح می کند آن ها می توانند مانند رئیس خود عمل کند. در چنین سازمانی کشمکش درون گروهی برای قدرت، شدید نخواهد بود هر چند که برخورد درون گروهی بدون شک وجود دارد (عزیزی مقدم،1385، 21).
ب)نیازهای بقاء و نگهدارنده :
4. به کارگیری منابع2: استفاده موثر از پرسنل. سازمان نبایستی نه به چشم انداز مشرف بشود و نه به جهالت. چیزی که خوب است ایجاد تناسب بین نیازهای افراد و تقاضاهای سازمان می باشد.
در سازمان سالم، منابع و کارکنان به گونه ای اثر بخش مورد استفاده قرار می گیرد. هماهنگی کلی در سازمان چنان است که افراد نه بیشتر از حد کار می کنند و نه بیکار و معطل می مانند (زکی،سال دهم،73-75).
اینجا است که تناسب بین نیازهای شخصی کارکنان و انتظارات نقش سازمانی برای سازمان مناسب می باشد. افراد در سازمان سالم شغل شان را دوست دارند و احساس مثبتی دارند که در چنین سازمان سالمی یاد می گیرند، رشد می کنند و همچنین در امور سازمان مشارکت می کند (هوی و همکاران،1386، 38-41).
5.انسجام و یکپارچگی1: چیزی که برای کارمندان جذاب است سازمان و ماندن در آن می باشد آن ها موثر واقع می شوند بوسیله سازمان و اعمال نفوذ می کنند در اموال خودشان در سازمان بوسیله همکار انی که یکی هستند .
سلامت سازمان بدان معنا است که سازمان خود را می شناسد، اعضای آن به عضویت در آن جذب می شوند و می خواهند در سازمان باقی بمانند (زکی،سال دهم،73-75).
انسجام به درک روشن اعضاء از هویت سازمان اشاره دارد، سازمان های سالم اعضایی دارند که شیفته آن بوده، به عضویت شان در آن احساس افتخار می کنند و تمایل به ماندن در آن سازمان دارند، آن ها از سازمان تاثیر پذیرفته و در قالب همکاری جمعی خود نفوذ خویش را اعمال می کنند. و آنها از بودن در سازمان احساس افتخار کرده و از اینکه بخشی از سازمان را تشکیل می دهند شاد و خرسندند (هوی و همکاران،1386، 38-41).
6. روحیه2: خوشایند بودن سازمان یک احساس عمومی بوده و برای موفقیت گروهی و تندرستی در سازمان لازم است.
کاربرد مفهوم روحیه در سازمان سودمند بوده و منظور از آن حالتی حاصل از احساسات فردی است که بر حول آن احساسات، رضایت و انبساط خاطر پدید می آید (زکی،سال دهم،73-75).
روحیه یک مفهوم گروهی است. مجموع احساسات افراد سازمان بر پایه حس رفاه و رضایت می باشد که در مقابل با احساس نارضایتی و ناخشنودی قرار گرفته است. در سازمان های سالم، پاسخ بارز پرسنل سازمان احساس رفاه و کامیابی می باشد (هوی وهمکاران،1386، 38-41).
«اسمیت» و «وستن» روحیه را رضایت حاصل از تمایل و علاقه به کوشش و مجاهدت در نیل به هدفهای یک گروه خاص می داند. «کیت دیویس» روحیه را عبارت از رفتار افراد و گروهها نسبت به محیط کار و همکاری داوطلبانه آن ها با حداکثر توانایی فردی در جهت تحصیل حد اعلای منافع در سوداگری می دانند. بدین قرار،کارمندانی که روحیه عالی دارند از کار و دستگاه راضی هستند و مشتاقند با یکدیگر در جهت رسیدن به هدف مشترک سازمان همکاری کنند (عزیزی مقدم،1385، 21-23).
ج)نیازهای رشد و توسعه سازمان:
7. نوآوری1: رویه های جدید ابداع در سازمان و به تصور کردن اهداف جدید برای آینده و در زمانهای متفاوت، متفاوت عمل کردن است.
سازمان سالم به ایجاد رویه های جدید، حرکت به سوی هدفهای تازه، تولید محصولات نو، دگرگون سازی خود، گرایش دارد. باز سازی و نو سازی خویش، ویژگی سلامت سازمانی است (زکی،سال دهم،73-75).
یعنی متفاوت شدن نسبت به هر زمان سازمانهای سالم هنگام رویارویی با مشکلات رویه های جدید ابداع می کنند، رویه هایی که آن ها را قادر می سازد تا به سمت اهداف جدید حرکت کنند، محصولات جدید تولید کنند و بالاخره در خودشان تغییر ایجاد کنند. چنین سیستم هایی رشد می کنند و توسعه و تغییر می یابند نه اینکه به شکل قالب ریزی شده در بیابند (هوی وهمکاران،1386، 38-41).
در چنین سازمانی می توان گفت که بجای ثابت و یکنواخت ماندن، رشد و توسعه پیدا کرده ،تغییر می یابند (عزیزی مقدم،1385، 21 -23).
8.استقلال2: تاثیر پذیر بودن سازمان از تغییرات محیطی و ثابت کردن بعضی از بی نیازی ها و استقلال سازمان بر نیروهای خارجی و رقبا.
سازمان سالم با میل و اراده درونی خود عمل می کند و به طور منفعل به خواستهای بیرونی عمل نمی کند و به داشتن نوعی استقلال از محیط گرایش دارد (زکی،سال دهم،73-75).
استقلال روابط سازمان ها را با محیط شان مورد بررسی قرار می دهد. سازمانهای سالم به طور منفعل یا به طور مخرب به محیط شان پاسخ نمی دهند، بلکه نشان می دهند که می توانند تا حدی مستقل از نیروهای مخرب به محیط عمل می کنند. آن ها از محیط به طور سازنده استفاده می کنند (هوی وهمکاران،1386، 38-41).
9. سازگاری3: سازمان بایستی توانا باشد در اصلاح تغییرات محیطی در مسیر رشد و تو سعه سازمان.
سازمان سالم در ارتباط واقعگرایانه و اثر بخش با محیط است (زکی،سال دهم،73-75).
سازگاری به طور نزدیکی با استقلال مرتبط است. سازمانهای سالم برخورد موثری با محیط شان دارند. هنگامی که نیروهای محیطی با اهداف سازمانی یکی نیستند، یک راهبرد حل مساله و یک راه کار ساختار بندی شده برای غلبه شدن بر این مساله به وجود می آید. به طور خلاصه سازمان دارای توان ایجاد تغییرات اصلاحی در خود می باشد (هوی وهمکاران،1386، 38-41).
10. شایستگی حل مسئله1: مشکلات با صرف انرژی حل می شوند و ابزارهای حل مسئله تضعیف کننده نیست اما می تواند به عنوان وسیله حمایتی و پشتیبان قوی برای سازمان باشد.(Hoy,et al,1990,p.45-41)
مساله بودن یا نبودن مشکلات نیست بلکه چگونگی عمل نظام در رویارویی و حل این مشکلات است. سازمان سالم قادر به شناسایی و حل مشکلات است (زکی،سال دهم،73-75).
بسندگی حل مساله توصیف کننده روشی است که سازمانها برای اداره مشکلات شان بکار می گیرند. همه سازمان ها و در حقیقت همه سیستم های اجتماعی دارای مشکلات و تنش هایی هستند. سازمان سالم درست همانند افراد سالم با مشکلاتی روبرو هستند. آرگریس2 بیان می کند که سیستم های موثر مشکلات شان را با کمترین مشکل حل می کنند و زمانی که آن را حل کردند همه چیز تمام شده است، در این فرآیند مکانیزم های حل مشکل ضعیف شده نیستند بلکه غنی شده اند (هوی وهمکاران،1386، 38-41).
شکل شماره 2-1: فهرست ابعاد سه گانه اصلی و دهگانه فرعی سلامت سازمان
|
بعد اول- وظایف سازمانی
1- تمرکز بر هدف
2-کفایت ارتباط
3- توزیع بهینه قدرت
بعد دوم-وضع درونی نظام سازمانی
4-کاربرد منابع
5- همبستگی
6-روحیه
بعد سوم – رشد و تغییر نظام سازمانی
7- نو آوری
8- خود مختاری
9- ساز گاری با محیط
10-کفایت حل مسئله |
منبع: محمدعلی، زکی، بررسی سلامت سازمانی مدارس شهر رضا، فصلنامه مصباح، شماره 38، سال دهم،ص82 .
ویژگی تمرکز بر هدف،کفایت ارتباط، توزیع بهینه قدرت، معرف«نیازهای وظیفه سازمانی است » که با وظایف و نیازهای کاری یک سیستم اجتماعی و سازمانی ارتباط دارد. ویژگی کاربرد منابع ، همبستگی و روحیه با نیازهای حفظ و نگهداری اعضای سازمان مرتبط است. که بیانگر« وضع درونی نظام سازمانی» است. چهار ویژگی نهایی یعنی نوآوری، خود مختاری، سازگاری با محیط و کفایت حل مشکل، معرف «رشد و تغییر و توسعه نظام سازمانی» است.
مایلز موارد فوق را به عنوان ابعاد سازمان سالم به صورت انتزاعی و حتی از جهاتی مبهم بیان کرده است. از طرفی دیگر، چون مبانی نظری و داده های تجربی حاصل از مطالعات سازمان های صنعتی، اساس دستیابی به ابعاد دهگانه ی فوق قرار گرفته اند، فلذا برای کاربرد آن ها در مورد سازمانهای آموزشی، خواص ویژه ی این سازمانها نیز باید مد نظر قرار گیردکه پاره ای از آن عبارتند از:
1. ابهام هدف 2.تغییر پذیری درون داد ها 3.نا مشهود بودن عملکرد شغلی 4. وابستگی متقابل اندک 5.آسیب پذیری 6. سرمایه گذاری، اندک (حسینی،1386، 44).
1. Goal Focus
2. Communication Adeqvacy
1. Optimal Power Equalization
2. Resource Utilization
1. Cohesiveness
2. Morale
1. Innovativeness
2. Autonomy
3. Adaptation
1. Problem-Solving Adequacy
2. Argyris