دارو شناسی طبیعی
وقتی دانشمندان به موش های آزمایشگاهی نخود فرنگی دادند ، هردو جنس عقیم شدند . همین آزمایش علت جمعیت تبتی ها را در ۲۰۰سال اخیر برملا کرد . چون نخود فرنگی یکی از اصلی ترین غذا های آنان است . در نخود فرنگی نوعی ماده شیمیایی وجود دارد که مانع از حاملگی زنان و تواناییی بارور سازی مردان می شود .
حالا که یک عیب نخود فرنگی را گفتم یک حسن آن را هم بگویم تا جناب نخود فرنگی ازما نرنجد هرچه که باشد او یک نخود است اگرچه از نوع فرنگی اش .نخود فرنگی یک ماده ضد سرطان ( مخصوصاً سرطان پروستات ) است . همچنین برای رفع عفونتها مؤثر و مفید است.از طرفی اگر در خواب دیده اید که عنقریب قرار است دچار آپاندیسیت شوید ، بپرید و نخود فرنگی بخورید چون این ماده می تواند موجودات ذره بینی موجود در جدار این زائده را که موجب عفونت و حمله های دردناک در این عضو می شود را مرعوب نماید.
اکسپکتورانت شلغمی
اگر دفترچه ی بیمه ندارید ، پول هم زیاد ندارید و داروی آنتی بیوتیک نیاز دارید و همچنان گران است یک پیشنهاد برایتان دارم . یک آنتی بیوتیک طبیعی بابیشترین اثرات موازی وتاثیر قابل توجه آنتی بیوتیکی.چند شلغم را بگیرید و تا حدی گوشت داخلی آن را خالی کنید طوری که از شلغم شما چیزی مثل یک تنگ آب توخالی باقی بماند .البته کمی از گوشت های داخلی را باقی بگذارید طوری که دیواره های این تنگ شلغمی کمی ضخیم باشد.
حالا درون این شلغم تو خالی ، شکر بریزید و در شلغمی آن را رویش بگذارید .حداقل ، دوازده ساعت بعد در را بردارید . می بینید که درون تنگ شما پر از شربت ساخت وطن است .این شربت یک اسپکتورانت و آنتی بیوتیک طبیعی محسوب می شود و برای بعضی از بیماری های عفونی ، مخصوصاً بعضی از بیماری های عفونی ریه یک داروی ملایم و چند جانبه به حساب می آید.
قهوه ، جوجه اردک زشت نیست
در بیشتر خبرها شنیده اید که (( قهوه بد است )) (( قهوه نخورید)) اما من می خواهم بگویم (( قهوه بد نیست . قهوه گاهی خوب است ))اصلا ًمی دانید این قهوه تا اواخر قرن هفدهم به عنوان دارو مصرف می شد و محل عرضه ی آن داروخانه ها و عطاری ها بود.روزی روزگاری یک آدم خوشمزه ای به نام مونن، آمد و قهوه و شکر و شیر را باهم قاطی کرد تا مثلا ٌ به یک غذا تبدیل شود.بعد دید مثل خودش خوشمزه شد.به بقیه هم تعارف کرد، بقیه هم به هم تعارف کردند وخلاصه ، بازی (( دومینو)) را که یادتان هست . الان، هم در ایالت بلخ و هم در ساحل عاج و اتیوپی (( کافی )) میل می شود.
البته من شنیده ام که قهوه برای قلب خوب نیست . یا بعضی از آدم ها را مضطرب و نگران می کند . برجنین تاثیر مثبتی ندارد.اسهال و بی خوابی و گاهی سردرد می آورد.اما وقت هایی که می خواهم نخوابم ( یعنی نمی خواهم بخوابم، یعنی می خواهم به جای خوابیدن بیدار بمانم ؛ یعنی همینکه یکی دو فنجان شیر وقهوه ( اگر بخواهم خود را تحویل بگیرم با شکر ، اگرنه ، بی شکر و کم شیر ) می خورم تا چند ساعت بعد خلاصه قهوه صبحگاهی هم که سرجای خودش. می دانید قهوه مثل دوپینگ مغزی است.یک محرک مغزی میتواند نیشتر بزند و فعال کند .تمرکز و هوشیاری را بیشتر می کند.مقاومت عضلانی را افزایش می دهد و به تبع آن ، توان جسمی را زیاد می کند.((تانن))ای که در قهوه وجود دارد می تواند از کرم خوردگی دندان جلوگیری کند.بعضی از ورزشکار ها با خوردن قهوه دیرتر خسته می شوند اما این ، برای ورزشکارانی که با انگشتا نشان زیادی کار دارند خوب نیست چون در هماهنگی انگشت ها گاهی اختلال به وجود می آورد. تازه قهوه را می توانید به موهیتان هم بمالید.هم برای رشد و رویش آن ها خوب است و هم رنگ موها یتان را عوض می کند.البته اگر آقا باشید یا دوشیزه!! ممکن است پیامدهای خانوادگی هم برای شما داشته باشد.
بااین حال مهمترین تاثیر قهوه همان خاصیت ضد خستگی و کاهش خواب آلودگی است.این اثر قهوه مدیون کافئینی است که در آن وجود دارد البته داستان کشف قهوه هم خود تا حدی همین تاثیر را بیان می کند.در زمانهای قدیم چوپانی به نام کادی قهوه را کشف کرد .او متوجه شد که وقتی گوسفندانش دانه یک نوع گیاه را می خورند ، سرحال تر و بانشاط ترند.با خودش بر وزن ((جیب ما یکی است))گفت معده ما یکی است(چون وقتی ما گوسفند را می خوریم با همه بدن اش و من جمله معده اش می رود توی معده مان ) بنابراین شروع کرد به خوردن آن دانه .وقتی مرد مقدس قبیله اش او را دید تعجب کرد.
گفت چقدرسرحالی. اوهم جریان را تعریف کردو سپس مرد مقدس وبعد از آن دیگران برای بیدار ماندن درشب از آن استفاده کردند .سرانجام کار به آنجاکشید که همین چند سال پیش یکی از سلول های آن مرد مقدس چند هزار سال پیش که حالا شده بود ((کاردینال ریشتکیو)) گفت (( تصمیم گیری درباره اداره یک ملت غالباً با یک فنجان قهوه انجام می شود)).
فلفل نبین چه ریزه، مزه کن ببین چه تیزه ( آخر فلفل که شکسته نمی شود ای شاعر مرحوم)
اگر روزی در میدان تره بار دچار درد شدید چکار می کنید؟ اصلا شما اهل رفتن به میدان تره بار هستید، یا از میوه فروشی های گران فروش خرید می کنید؟ حالا بر فرض در یک سبزی فروشی ( از نوع گران یا ارزان آن ) هستید و یکدفعه دچار درد می شوید. سراغ کدام سبزی می روید؟ یکی از دانشمندان می گوید سراغ فلفل قرمز تند بروید. گذاشتن ضماد فلفل قرمز تند در موضع درد یا خوردن آن می تواند درد شما را کاهش دهد.
این به دلیل وجود نوعی ماده در فلفل قرمز است که می تواند باعث کم کاری سلول های عصبی منتقل کننده ی درد شود. از فلفل قرمز تا حدی برای بی حسی و حتی ایجاد احساس آرامش هم می توانید استفاده کنید. خوردن فلفل قرمز تند و احساس تندی و سوزش آن در دهان و گلو باعث می شود که مغز مورفین طبیعی ترشح کند و همین مورفین باعث ایجاد احساس خوشایند می شود.
البته اگر مقادیر خیلی زیادی فلفل قرمز بخورید به امید اینک مقادیر زیادی مرفین تهیه کنید ممکن نیست شما را به جرم تهیه و تولید مواد مخدر بازداشت کنند چون افرادی که از مشتریان همیشگی فلفل قرمز می باشند و غالباً مقادیر زیادی از آن را مصرف می کنند، به تدریج مرفین طبیعی کمتری از ناحیه مغز دریافت می کنند و به عبارتی کارشان برای مغز کم کم بی مزه می شود و مغز حاضر نیست در مقابل قیمت فلفل قرمز تند مورفین طبیعی بپردازد.
بنابر این بعضی ها ( سود جوها و پول پرستها) فکر نکنند که اگر با مته مغز خود را سوراخ کنند و شلنگی در آن فرو ببرند و شروع کنند به فلفل خوردن، بعد از یکی دو ساعت صاحب یک گالن مورفین و معاقبا صاحب آپارتمان، ویلا، ماشین و چند کیلومتر اسکناس خواهند شد. طبیعت از همه ما زرنگتر است.
موضوع داروهای طبیعی و بطور کلی داروهای غیر پزشکی مبحثی است که تاکنون هزاران کتاب درباره آن نوشته شده. اما واقعیت این است که حداقل ۹۹% این کتابها ( که مربوط به ملل مختلف است) پایه و اساس علمی نداشته و نسخه و توضیحات آنان به اثبات علمی و غالباً اثبات تجربی نرسیده است. چنین کتابهایی پر است از نسخه های فوق العاده درمانی، معجونهای شفابخش، داروهای گیاهی ضد سرطان ( آن هم در عوض چند روز) و حتی اکسیرهایی که جلوی همه بیماری ها و لابد مرگ آدم را هم می گیرد.
این واقعیت همچنین درباره موضوعات باطنی و نسخه های معنوی کاملا صدق می کند. حتی اگر یک درصد این کتابهای پزشکی غیر علمی، درست و موثر باشد، بشر شاهد جهشی در مقابله با بیماری ها و افزایش سلامتی خواهد بود. این موضوعی است که با خرید یکی از هزاران کتابی که گفتم می توانید خودتان تجربه اش کنید.
بنابراین، با این آگاهی و برای نوشتن (( داروشناسی طبیعی)) که از من خواسته شدآن را انجام دهم، عملا نمی توانستم سراغ کتابهای غیر علمی و غیر موثق ( که متاسفانه اکثریت را شامل میشود) بروم. به همین دلیل سراغ مطالبی رفتم که منعکس کننده نتایج تحقیقات دانشمندان باشد. بعضی مطالب را با لحن غیر جدی و کمی شوخی بیان کردم اما این، چیزی از اعتبار علمی مطلب و ارزش کار تحقیقی صورت گرفته ( توسط دانشمندان) نمی کاهد. مطمئن باشید این نسخه ها علمی و دقیق اند به همین دلیل اغوا کننده و بیش از حد نیستند.
هنوز به اندازه کافی فرصت نکرده ام تا سومبن قسمت مقاله نوح آموز � که به راز طول عمر و سلامتی نوح (ع) می پردازد را بنویسم. راستش نوشتن ادامه آن مطلب، کمی آسان نیست چون ما اطلاعات بسیار ناچیزی درباره نوح و روش زندگی او در درست داریم. در این شماره، بجای نوح آموزدرباره «ویتامین درمانی» نوشتم. درواقع مهمترین قسمتهای ویتامین درمانی را به سبک خودمانی، گلچین کردم.
در اواخر دوران بربریت مدرن بود که بیماری بری بری برای اولین بار توسط «فونک» ضربه فنی شد. فونک با اعتقاد به اصل «از آب کره بگیر» توانست از پوسته برنج ماده ای کریستالی را به دست بیاورد که بیماری بری بری را «برو بیرون» می کند، یعنی از بدن بیرون می کند. او نام این ماده عجیب را «آمین حیاتی» گذاشت و بنابراین کلمه ویتامین از کلمه «آمین حیاتی» گرفته شد.
ویتامین ها عناصری هستند که بدن برای انجام فعالیت های حیاتی خود به آن احتیاج دارد اما قادر به ساختن آن ها نیست، بنابراین باید آن ها را از طریق تغذیه به دست بیاورد. مصرف ویتامین ها آنقدر ضرورت دارد که یکی از ویتامین شناسان بزرگ می گوید: «اگر انسان ویتامین ها را مصرف نکند بیمار می شود اما اگر دیگر عناصر مورد نیاز خود را مصرف نکند فقط دچار ناراحتی می شود».
البته همین تأکید بر ضرورت مصرف ویتامین ها، تصورات اشتباهی را هم درباره آن ها به وجود آورده است. مثلاً عموم مردم فکر می کنند همه ویتامین ها برای همه بیماری ها و نارسایی ها تأثیر مثبت دارند. اتفاقاً در این مقاله، توصیه من این است که فکر نکنید همه ویتامین ها برای همه بیماری ها و نارسایی ها مناسب اند. فکر کنید که برای هر نوع نارسایی و بیماری ویتامین هماهنگ با خودش کاربرد دارد. و حتی فکر کنید بعضی از ویتامین های ناهماهنگ می توانند بعضی از اختلالات را تشدید نمایند.
ادامه حکایت کشف ویتامین ها و شکل گیری ویتامین درمانی:
۱) روده بسیاری از انسانها، به دلیل زندگی متمدن، در شرایطی قرار گرفته است که قادر به جذب ویتامین ها نیست بنابراین باید ویتامین ها را به صورت مصنوعی به خورد بدن داد.
۲) مغز انسان برای عملکرد مطلوب خود به انواع ویتامین ها نیاز دارد و بسیاری از بیماری های روانی و ذهنی، به دنبال کمبود برخی از ویتامین ها بوجود می آیند.
۳) با تغییر میزان تراکم عناصر موجود در بدن انسان می توان به بیماران کمک کرد.
لازم به ذکر است که در روش مگاویتامین، بر تجویز بعضی از ویتامین ها مانند ویتامین C و B۳و در مواردی ویتامین E و B و A تاکید بیشتری می شود.
در این مقاله کوتاه، سعی دارم تا شما را با کلیات، و نکات کاربردی تر و مهم تر «ویتامین درمانی» آشنا کنم. در ویتامین درمانی برای هر بیماری و اختلالی تجویزی ویتامینی وجود دارد اما در اینجا قصد من این نیست که به همه بیماری ها و اختلالات اشاره کنم بنابراین بعضی از شایع ترین اختلالات را ذکر می کنم.
و حالا چند نسخة درمانی فوق العاده:
آدم طاس باید شش بار بوق بزند و یک بار آی بکشد.
دردهای عصبی را با ویتامین «پ» فارسی (و نه انگلیسی) می شود تخفیف داد.
داروی فشار خون پایین، «اسب» است.
بوی بد دهان را با «جیپس» می توان رفع کرد.
اگر کسی خستگی اعصاب داشته باشد باید خود را با کلمه «بد» که توسط یک الکن تلفظ می شود درمان کند. نسخة او «بببد» است. و کسی که می خواهد دوپینگ کند کافی است با همین روش کلمة بس را بگوید یعنی بگوید «بببس».
کسانی که لاغرند و می خواهند وزن شان اضافه شود داروی شان در الفبای انگلیسی است.
آدم چاق را باید لام سیبیلش را کند.
کسیکه ریزش مو دارد باید با سه سوت بگوید «ب» اما بع نگوید چون در شأن گوسفندهاست.
درمان «زکام» در «داس» است.
بی اشتهایی را با «سبد» می شود حل کرد و اشکال در رشد کردن را با «سِبد».
درمان قاعدگی دردناک به کمک «باده» صورت می گیرد.
یبوست را با «کاسب» می شود از بین برد.
اگر دندان هایتان فقر ویتامین دارد راه حل در «عدس» است اما نه عدس خوردنی.
برای درمان آنژین باید اسب را مثل دو ساله ها تلفظ کرد و گفت «ابس» (نه اشب) بقیه را هم دیگž
اينجانب بهروز خويشي کارشناس آموزش متوسطه نظری شهرستان مراغه هستم. از سال 1378 فعاليت آموزشي خود را در آموزش و پرورش مراغه شروع كردم. داراي مدرك فوق ليسانس مديريت دولتي(گرايش منابع انساني)مي باشم. فعاليت پژوهشي خود را با عنوان مدارس سالم و سازمان سالم از سال 87شروع كردم و از سال 1389عضو كميته پژوهشي مي باشم و در سال 1390 بعنوان كارشناس دبستان و پيش دبستاني در اداره آموزش و پرورش مشغول بودم .امیدوارم اين وبلاگ مثمر ثمر واقع شود.