مدرسه به عنوان یک سیستم اجتماعی

       ماروین السن یک سیستم اجتماعی را چنین تعریف می کند: یک سیستم اجتماعی عبارت از مدلی از سازمان است که ورای قسمتهای متشکله ی خود، دارای موجودیت کامل و مشخصی بوده، از محیط خود بوسیله ی حد و مرزی که بوضوح تعریف شده، متمایز است، مرکب از خرده واحدها، عناصر و خرده سیستم ها است که حداقل در داخل الگوهای نسبتا ثابت نظم اجتماعی، مرتبط به یکدیگر هستند. سازمان مدرسه یک سیستم اجتماعی است که  در کلیت یگانه خود،کاری فراتر از اجزاء انجام می دهد (عزیزی مقدم،1385، 15).

       سیستم اجتماعی، متشکل از فعالیت های ساختمند تعدادی افراد انسانی است که با یکدیگر کنش متقابل و به وسیله روابط اجتماعی، باهم پیوند دارند. سیستم اجتماعی، مفهوم یا سازه ای کلی است که به انواع سازمان ها و گروه بندیها (چه آنهایی که آگاهانه طراحی شده باشند و چه آنهایی که خود جوش پدید آمده باشند) اطلاق می شود. در این معنا، همه ی سازمانهای رسمی، سیستم های اجتماعی محسوب می شوند، ولی همه ی سیستم های اجتماعی لزوماّ سازمان رسمی نیستند (علاقه بند،1384، 133). بنابراین برای ایجاد تحولات سازنده در مدارس و رفع مشکلات و مسایل آموزش و پرورش باید محیط بیرونی و درونی  این سیستم اجتماعی شناخته شود، یکی از مفاهیمی که در نیمه ی دوم قرن بیستم برای شناخت مدارس در نتیجه تحقیقات توسعه داده شد، مفهوم سلامت سازمانی مدارس می باشد. این مفهوم مشکلات اصلی سازمان مدارس را توصیف می کند و تاثیر آن بر رفتار سازمانی در تحقیقات روشن شده است (عزیزی مقدم،1385، 1).

  موجودیت مدارس با توجه به فعالیت های متمایزی که انجام می دهد (حد و مرز) از محیطش قابل تشخیص است، از واحدهای فرعی یا خرده سیستم هایی که در الگوی نسبتا پایداری از روابط متقابل با یکدیگر پیوند دارند، تشکیل شده است. نظام آموزشی، به عنوان سیستم اجتماعی، به منظور انجام ماموریت رسمی خود یعنی آموزش و پرورش منابع مورد نیاز خود را به صورت درون داد از جامعه   می گیرد و سپس از طریق یک سلسله فرا گرد های پیچیده ای که مستلزم بکارگیری ساختار سازمانی، افراد و تکنولوژی و ایفای وظایف معینی است، دانش آموزان را آموزش و پرورش داده و بالاخره نتیجه کار را به صورت برو نداد به صورت افرادی که از جهات مختلف تغییر یافته و صلاحیت و شایستگی پیدا کرده اند، تحویل جامعه می دهد (حاجی پور،1375، 31).