تحلیل مشکلات سازمانی در مدارس

       مدیران می توانند مدل سیستمها را به عنوان اساسی برای تحلیل و مشکل گشایی1 به کار برند.  این مدل به عنوان پایه ای برای تشخیص مشکلات و اصلاح برون داد ها در مدارس به کار می رود. تصمیم گیرنده های اثر بخش مدرسه، اطلاعات لازم را در سطوح عملکردی مدارس خود جمع آوری        می کنند. اطلاعات را با سطوح عملکردی مطلوب مقایسه می کنند، اختلاف و مشکلات آن را تشخیص می دهند، علل مشکل را جستجو می کنند، برای کاهش مشکلات برنامه ای تهیه و انتخاب می نمایند و برنامه را به کار می بندند و ارزشیابی می کنند. این مدل مخصوصا برای تشخیص تعارض یا عدم همسانی بین عناصر کلیدی سیستم مفید است. فرض مورد نظر این است که اثربخشی کلی به وسیله همسانی داخلی و خارجی بیشتر می شود؛ یعنی، مدرسه زمانی اثر بخش است که قسمتهای متشکله آن با یکدیگر مناسب باشند. جریان اصلاح همسانی ، به طور ساده موضوع اشراق نیست، در واقع تئوری و تحقیق در این مورد بی نهایت مفید خواهد بود. اشارات ضمنی این است: مدیر مدرسه ای که قصد دارد عملکرد مدارس را عیب یابی کند، لازم است که با جنبه های حساس بوروکراسی، سازمان غیر رسمی، انگیزش فردی ، اهداف و محیط به منظور ارزیابی تعارض در داخل سیستم، اصلاح همسانی، و کسب اثربخشی، آشنا شود (هوی و میسکل، 1382، 156-157).      

        مدرسه برای اینکه بتواند ارزیابی دقیقی از وضعیت خود داشته باشد و پیوسته تلاش کند تا به سمت سلامت حرکت کند. برای چنین حرکتی از نظر ماتیو مایلز  روش عمومی  وجود دارد که شامل دو مرحله زیر است:

       1. بررسی: در این مرحله اطلاعات از افراد درون سازمان جمع آوری می شود. این اطلاعات شامل اطلاعاتی است که مربوط به چگونگی درک کارکنان سازمان از عملکرد سازمان است .

      2. باز خورد: در این مرحله مدیر ممکن است طی جلساتی جزئیات اطلاعات جمع آوری  شده را به بحث بگذارد و از این طریق اطلاعات به اعضاء باز خورد داده می شود و سعی می شود با همفکری به اصلاح نواقص موجود پرداخته شود (قنبری کوهنجانی،1377، 35).


1. Problem solving